تاریکی درخشان

شکافت تاریکی، بدون زمان، بدون مکان...

تاریکی درخشان

شکافت تاریکی، بدون زمان، بدون مکان...

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پروژه اویلر

۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۳ ثبت شده است

آنچه نیست.

هزاران مشکل و بدبختی، هرروزه گریبانگیر ملت ماست و روز به روز هم نکبت ها و مصیبت های جدیدی سربار قبلی ها میشه و به گرده فرهنگ و زندگی ایران و ایرانی فشار میاره.

همه این مشکل ها، حداقل نصف بیشترش - از نظر من البته - مشکل فرار کردن و تبخیر شدن ذره ذره ی چیزیه تو وجود این ملت، که قدیم ها بهش میگفتن "غیرت".

بله. غیرت. همون غیرتی که وقتی اسمش میاد، اولین تصویری که تو ذهن تداعی میشه یه دختر جوونه وسط یه کوچه که سه تا پسر دوره ش کردن و پسر دیگه که از چشماش داره خون میزنه بیرون و احتمالن یه چاقویی چیزی هم تو دستشه و داره فریاد میزنه و به قول معروف "رگ گردنش باد کرده."
یه اسکرین شات از فیلمفارسی های همون دوران قدیم.
و این تازه اول نکبته.

فراموش شدن غیرت یعنی همین که مردم تصویرشون ازین کلمه، یه چنین چیز کلیشه ای و بی عمقیه. (بگذریم که حتا نسبت به همین تصویر سطحی هم احساسی ندارن.)

هی روشنفکر های ما، تحلیل گر های ما میان میگن چرا نسل جدید ما انقدر بی بخار شده، چرا فوتبال ما به لجن کشیده شده، چرا سطح علمی پایینه، چرا کار پژوهشی داره به 0 میل می کنه تو دانشگاه ها و هزار تا چیز رنگ و وارنگ دیگه.

همه ش به خاطر غیرته دوستان. همون غیرتی که دو نسله مثل الکل ذره ذره پر زده و رفته پشت غبار قاب عکس ها.
همون غیرتی که معنیش واستادن پای عقایده. پای ارزش هاست.

گاهی توی یک نسل و یک جامعه، یه موج و تحول و انقلاب فکری- فرهنگی و ایدئولوژیک ایجاد میشه، و یه تعدادی از ارزش ها میشن ضد ارزش و برعکس، بعضی تابو ها و ضد ارزش ها به ارزش تبدیل میشن. بحث من، بحث این ارزش ها و ضد ارزش ها نیست. غیرت، معناش ایستادن پای ارزش هاست. معنیش ارزش گذاشتن برای ارزش هاست، حالا این ارزش ها هرچی که میخوان باشن.

بی غیرتی، معناش نبود هیچ ارزشیه...

جدیدن تز روشنفکری هم شده. طرف هرگونه غیرتی رو گذاشته کنار و اسمش شده فیلسوف. چون میگه همه چیز بازیچه ست، همه چیز بی ارزشه. یکی نیست بگه آقای جناب عزیز، شما که تمام ارزش های دنیا برات بی معنی و کوتاه نظریه، چه ارزش های ذهنی ای داری؟ بهش میگن همسرت وقتی خونه نیستی، 24 ساعت سر چهار راهه. میگه: متریالیسم و اومنیسم هردو توافق دارن که اون چیزی که دو تا آدمو به هم پیوند میده، فقط یه توافق و تفاهم کلامیه. هیچ مسئولیت و محدودیتی از جبهه سومی وارد نمیشه، پس همسر من تو زندگیش مختاره هر کاری میخواد بکنه. سلب اختیار و محدود کردن یه آدم، زیر پا گذاشتن بدیهیات "حقوق بشر"ه...
درد نسل های مرده ی ما، درد بی غیرتی به حساب روشن فکریه. اگه جدیدن به دور و بریاتون، مخصوصن هم نسل ها نگاه کرده باشین، آقایونی که میخوان خیلی خودشونو روشن فکر و آزاداندیش مطرح کنن، سعی میکنن بگن «ما با چیز هایی که عامه مردم باهاشون مشکل داره، مشکل نداریم. ما با اینکه کی میاد رئیس جمهور میشه، کی مسئول کجا میشه، کدوم مقام دولتی پول کی رو بالا میکشه و چنین و چنان هیچ مشکلی نداریم. اونقدر ازین آدما بودن و رفتن... اینا هم میان و میرن. ملت بی سواد و سطحی خودشونو درگیر سیاست روز و این چیزا می کنن. تو فکر میکنی میشه جلوی رانت خواری رو گرفت؟ نه. پس چرا خودتو اذیت کنی؟ این دولت خورد، مثل دولت قبل و دولت قبلش. پس بیا لم بدیم گوشه خونه، باب اسفنجی ببینیم! یکم از بالا همه چیزو ببین عزیزم...»

بی غیرتی یعنی دکتری که نشسته توی مطبش، طبقه سوم، از پنجره پیرمردی رو نگاه میکنه که حالش بده و خدای نکرده قراره اتفاقی براش بیفته. و وقتی باهاش مصاحبه می کنن، میگه: مطب من اینجاست. من بیرون از مطبم دکتر نیستم. وظیفه من نیس که برم پیش بیمار. اونو باید میاوردن پیش من.
بی غیرتی یعنی اینکه بزرگترین آرزوی هر بچه 14-15 ساله ای اینه که پاسپورت بگیره بره آمریکا یا هر جای دیگه.
بی غیرتی یعنی همون بی حسی که نسل ما و نسل قبلمون و نسل بعدمون نسبت به کشورش، وطنش، اعتقاداتش، مردمش، تاریخش، انسانیتش و تمام داشته هاش داره.
دقت کن که نمیگم افکار منفی و مخرب. میگم بی حسی.
اینکه یه شخص میگه من به خدا اعتقاد دارم و تا ته عمر رو حرفم میمونم، اینکه یه نفر میگه من به خدا اعتقاد ندارم و تمام تلاشم رو میکنم به دنیا نشون بدم خدا یه توهم احمقانه ست، اینکه یه نفر میگه به احترام خون شهدایی که 8 سال برامون جنگیدن همیشه سعی میکنم بهترین زندگی رو برای خودم و هموطنام داشته باشم، اینکه یکی میگه تف به قبر هرچی شهید; ایران و ایرانی از سگ پست تره، خودم اگه بتونم گند میزنم به زندگی هرچی ایرانی، همه و همه درختاییه که ریشه ش غیرته. غیرت روی آتئیست بودنش، غیرت روی علاقه هاش و...

بی غیرتی اینه که طرف میگه: مهم نیس کجا قبول شم دانشگاه. بهترین رشته ای که در حد رتبه م باشه میرم. چه معدن باشه چه نرم افزار چه برق چه نساجی.
این آدم -برفی- ها حتا روی خودشون هم غیرت ندارن. حتا برای خودشون هم ارزش قائل نیستن. آدمایی که وقتی آب میشن و تموم میشن، خیلی ازشون بمونه یه هویجه و یه شال گردن.

تا کی میخوایم نسبت به همه چیز و همه کس بیخیال باشیم و برچسب روشن فکری بزنیم به خودمون و بگیم : ما همه چیز رو از بالاتر میبینیم نسبت به شما، شما برین مشغول افکار کودکانه خودتون بشین. ما همین جا هستیم، پوزخند میزنیم بهتون.
تا وقتی اینجوری باشیم، همون آقایون سطحی و بی سواد و کوتاه فکر میان هرچی داری و نداری ازت میگیرن، جاتو توی لیست 400 هزار نفری کنکور میگیرن، جاتو توی لباس هایی که باید تن تو باشه میگیرن، جاتو توی خونه ای که تو باید توش زندگی میکردی میگیرن، جاتو توی تخت خواب کنار زنت میگیرن و تو فقط نچ نچ کن.

نچ نچ کن که چقدر این آدمای سطحی که قبلن تف هم روشون نمینداختی و حالا سگشون با پا میزندت کنار از سر راه، افکار مزخرف و ذهن دگم و بسته ای دارن.

نچ نچ کن و خوشحال باش که تو هیچوقت درگیر چنین پوچ هایی نشدی.

- - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - - -

پ.ن) از معدود دفعاتیه که به گذشته م نگاه می کنم و میگم: اوهوم. چه کار درستی کردم!

پ.پ.ن) یک ماه و نیم تا کنکور سراسری سال 93 هجری شمسی...